بازاندیشی پارادایم کارورزی دانشجومعلمان در عصر هوش مصنوعی مولد؛ گذار از مشاهده‌گری سنتی به یادگیری حرفه‌ای مبتنی بر هم‌یارهای هوشمند
کد مقاله : 1030-4THINT (R1)
نویسندگان
محدثه السادات حسینی *1، علی بهادری2، یاسمین سادات عابدی کلرود3
1دانشجوی دانشگاه فرهنگیان استان تهران
2استادیار دانشگاه فرهنگیان
3دانشجوی دانشگاه فرهنگیان
چکیده مقاله
کارورزی به‌عنوان مهم‌ترین بستر پیوند دانش نظری و تجربه عملی در برنامه‌های تربیت معلم، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری هویت حرفه‌ای و توسعه شایستگی‌های معلمان آینده دارد. با این حال، الگوهای رایج کارورزی که عمدتاً بر مشاهده‌گری و دریافت بازخوردهای محدود استوار هستند، در پاسخ‌گویی به نیازهای حرفه‌ای معلمان در عصر تحولات فناورانه با چالش‌هایی مواجه‌اند. هم‌زمان، ظهور هوش مصنوعی مولد و گسترش هم‌یارهای هوشمند، فرصت‌های جدیدی برای بازآفرینی تجربه‌های یادگیری حرفه‌ای و بازاندیشی در الگوهای سنتی کارورزی فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت‌های هوش مصنوعی مولد در تحول کارورزی دانشجومعلمان و ارائه چارچوبی مفهومی برای گذار از مشاهده‌گری سنتی به یادگیری حرفه‌ای مبتنی بر هم‌یارهای هوشمند انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر ماهیت، مطالعه‌ای نظری ـ تحلیلی است که با روش مرور اسنادی انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی مولد می‌تواند از طریق فراهم‌سازی بازخوردهای مستمر، شبیه‌سازی موقعیت‌های آموزشی، پشتیبانی از بازاندیشی حرفه‌ای، توسعه کارنمای دیجیتال و تسهیل یادگیری شخصی‌سازی‌شده، برخی از محدودیت‌های الگوهای سنتی کارورزی را کاهش دهد. همچنین استقرار این الگو مستلزم بازتعریف نقش دانشجومعلم، استاد راهنما و معلم راهنما، توسعه سواد هوش مصنوعی و تدوین چارچوب‌های اخلاقی و حرفه‌ای متناسب با کاربرد فناوری‌های هوشمند است. بر این اساس، کارورزی مبتنی بر هم‌یارهای هوشمند می‌تواند به‌عنوان رویکردی نوین در تربیت معلم، زمینه ارتقای کیفیت یادگیری حرفه‌ای و آمادگی بهتر معلمان آینده برای مواجهه با اقتضائات عصر هوش مصنوعی را فراهم سازد.
کلیدواژه ها
کارورزی، تربیت معلم، هوش مصنوعی مولد، هم‌یارهای هوشمند، یادگیری حرفه‌ای، هویت حرفه‌ای معلم.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر