واکاوی تجارب زیسته‌ی دانشجومعلمان در مواجهه با چالش‌های برگزاری دوره‌های کارورزی در شرایط بحرانی: یک پژوهش پدیدارشناختی
کد مقاله : 1039-4THINT-FULL (R1)
نویسندگان
آرزو دلفان بیرانوند *، احمد بیات
استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
چکیده مقاله
این پژوهش با رویکردی کاربردی و روش‌شناسی کیفی پدیدارشناختی، به بررسی تجارب زیسته‌ی دانشجومعلمان از دوره‌های کارورزی در سال‌تحصیلی ۱۴۰۵- ۱۴۰۴، در شرایط آموزش مجازی و بحرانی، پرداخته است. جامعه‌ی آماری شامل همه‌ی دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان همدان بود و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، تعداد ۸ دانشجومعلم (براساس اصل اشباع نظری) انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل هفت‌مرحله‌ای کلایزی (۱۹۷۸) تجزیه و تحلیل شدند. مضامین اصلی حاصل از تحلیل مصاحبه‌ها شامل گسست از تجربه‌ی اصیل مدرسه، افت تعامل و مشارکت آموزشی، نابرابری و اختلال زیرساختی، تضعیف ارتباط تربیتی و عاطفی، چالش‌های مدیریتی و ارزشیابی، فشار روانی ناشی از شرایط بحرانی، و ضرورت بازطراحی کارورزی مجازی بود. یافته‌ها نشان داد که آموزش مجازی در شرایط بحرانی، ضمن حفظ تداوم نسبی آموزش، به دلیل محدودیت‌های ذاتی و فقدان تجربه‌ی میدانی، جایگزین کاملی برای کارورزی حضوری نیست. دانشجومعلمان راهکارهایی را برای دستیابی به الگوی «کارورزی ترکیبی، تعاملی، عاطفه‌محور، و حمایت‌محور» ارائه دادند. این راهکارها بر تلفیق روش‌های نوین آموزشی، تقویت ارتباطات انسانی، بهبود زیرساخت‌ها، توانمندسازی فناورانه، بازنگری در شیوه‌های مدیریت و ارزشیابی، و ارائه‌ی حمایت‌های روانی تأکید دارند. در نهایت، این پژوهش بر ضرورت طراحی الگوی «کارورزی ترکیبی و تاب‌آور» تأکید می‌کند که با ادغام مؤلفه‌های آموزش مجازی مؤثر، شبیه‌سازی موقعیت‌های واقعی، نظارت، حمایت روانی، و فرصت‌های جبرانی حضوری، به کاهش شکاف میان نظریه و عمل و تقویت هویت حرفه‌ای دانشجومعلمان یاری می‌رساند. روایی و اعتبار یافته‌ها از طریق بازبینی نتایج توسط شرکت‌کنندگان (کلایزی، ۱۹۷۸) تأیید گردید.
کلیدواژه ها
کارورزی، پدیدارشناسی، آموزش مجازی، شرایط بحرانی، دانشگاه فرهنگیان
وضعیت: پذیرفته شده مشروط برای ارائه شفاهی