نقش الگوهای تربیتی در شکل‌گیری فلسفه معلمی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان: یک روایت‌پژوهی
کد مقاله : 1068-4THINT
نویسندگان
مریم شریفی دروازه *
گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، ایران، تهران
چکیده مقاله
فلسفه معلمی به ‌مثابه نظام منسجم باورها، ارزش‌ها و اصول هنجاری که عمل حرفه‌ای معلم را هدایت می‌کند، یکی از مؤلفه‌های بنیادین هویت حرفه‌ای محسوب می‌شود. شکل‌گیری این فلسفه فرایندی تدریجی، بازاندیشانه و چندلایه است که از تجارب زیسته پیش از ورود به نهاد تربیت معلم آغاز می‌شود و در طول دوره تحصیل و کارورزی بازتعریف و تثبیت می‌گردد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش الگوهای تربیتی در شکل‌گیری فلسفه معلمی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان، با رویکرد روایت‌پژوهی بر اساس دیدگاه کلندینین و کانلی انجام شد. داده‌ها از کارنماهای معلمی ۱۴ دانشجومعلم پردیس حضرت معصومه (س) قم گردآوری و در فضای سه‌بعدی روایتی (زمانمندی، اجتماعی‌بودن و مکان)تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که فلسفه معلمی دانشجو معلمان از تلاقی سه‌گانه‌ای از الگوهای مشاهده‌ شده (عاطفی خانوادگی، اخلاقی استادانه و کرداری کارورزی)ساخته می‌شود و دانشجو این الگوها را در فرآیندی فعال بازتاب و بازترکیب می‌کند. الگوی خانوادگی به‌عنوان «نخستین آینه» بذر عاطفی هویت را می‌کارد، اساتید دانشگاه چارچوب اخلاقی و ضمنی (برنامه درسی پنهان) را فراهم می‌آورند و معلمان راهنما نقطه عطف بازآفرینی هویت در عمل هستند. ضد الگوها نیز به‌اندازه الگوهای مثبت در ساخت فلسفه معلمی نقش دارند و اغلب از طریق وارونه‌سازی تجربه منفی به اصول آینده تبدیل می‌شوند. نتایج با نظریه‌های یادگیری مشاهده‌ای بندورا، روایت برونر، سرمایه فرهنگی بوردیو و برنامه درسی پنهان هم‌خوانی دارد و ضرورت توجه نظام‌مند به نقش الگویی در برنامه تربیت معلم را برجسته می‌سازد.
کلیدواژه ها
فلسفه معلمی، الگوهای تربیتی، روایت‌پژوهی، هویت حرفه‌ای، دانشگاه فرهنگیان
وضعیت: پذیرفته شده مشروط برای ارائه به صورت پوستر